تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
428
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
دينى در برابر اين اقدام غلبه كند . علاوه بر اين تاريخ قابل ضبط و محاسبهء سقوط و مرگ خسرو دوم ( رجوع شود به تعليقات شمارهء 5 صفحهء 378 و شمارهء 1 صفحهء 400 ) نيز نشان مىدهد كه پيش از يزدگرد هم همان تقويم و روز و ماهشمارى معمول بوده است . بنا بر اين شانزدهم ژوئن كه آغاز سال يزدگردى است آغاز سال سيّار معمولى ايرانيان بوده است ( مطابق 3 - 632 م ) نه آغاز واقعى سلطنت يزدگرد سوم و يزدگرد در طى سال مذكور به تخت نشسته بوده است . پس آغاز سالهاى جلوتر از آن و آغاز سلطنتهاى احتسابى پادشاهان قديمتر را بايد با در نظر گرفتن مطالب فوق تعيين كرد « 1 » . وقتى كه مالالا ( ج 2 ص 211 ) مدّت سلطنت كواذ را كه در 13 سپتامبر 531 م وفات يافته است چهل و سه سال و دو ماه گفته است بر طبق آنچه در پيش گفتهايم بايد گفت كه اين دو ماه فاصلهء ميان مرگ او و آغاز سال جديد است كه در آن وقت مطابق با 12 ژوئيه بوده است « 2 » ( يعنى مرگ او دو ماه پس از آغاز سال
--> ( 1 ) - من از به كار بردن كلمهء « نوروز » براى روز اول سال خوددارى مىكنم ؛ زيرا حدس مىزنم كه نوروز جشن ملّى آغاز بهار بوده است نه جشن آغاز سال . ( 2 ) - براى محاسبه از روى اين سال سيّار گواه غير مستقيمى در دست است كه به قرار ذيل است : نسطورىها هفتمين يكشنبه پس از عيد خمسين ( آخر هفتهء حواريّون ) را كه به عنوان آغاز تابستان در نظر مىگيرند « نوسرديل » مىخوانند ( فهرست رايت ، فهرست آخر كتاب ص 1311 ) . اين كلمه به طور ساده مركّب است از كلمهء ايرانى نوسرد ( نام آغاز سال كه براى آن شواهد زيادى هست ) « سال نو » و كلمهء ئيل به معنى خدا ؛ پس معنى اين كلمهء ساخته شده « سال نو خدا » است يعنى « سال نو كليسائى » . حال در همان زمان كه نسطوريان در مجمع عمومى دينى بيتلاپات گرد آمده بودند آغاز سال نو ايرانى ، بنا به محاسبهء ما ، پيش از نو سرديل ( يعنى سال 485 م ) بوده است . يعنى آغاز سال ايرانى در 23 ژوئيه و نوسرديل در اولين يكشنبهء پس از آن يعنى در 28 ژوئيه اتفاق افتاده است . بنا بر اين بايد گفت به قرينهء كلمهء نوسرد ، كه كلمهء ايرانى است ، در آن زمان سال نو كليسائى پس از سال عرفى يا سال شاهى ايرانى آغاز مىشده است و بعد به تدريج آغاز اين دو سال از هم فاصله پيدا كرده است ؛ زيرا سال نسطورىها همان سال معمولى سريانى - يوليائى بوده است كه با سال عرفى ايرانى كمى اختلاف داشته است . در عين حال به نظر من زمان انعقاد اين مجمع دينى كه ميان سالهاى 484 و 486 در تردّد است بايد به طور قطع در سال 5 - 484 م باشد .